حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

خرید بک لینک
محسن یگانه یه زمانی خیلی به اصطلاح رو بورس بود. الان به کل ناپدید شده.یه زمانی خیلی دوسش داشتم ..همون زمانی که از محسن چاوشی بدم میومد!!اون زمان که سریال اسمان همیشه ابری نیست من بچه بودم راهنمایی بودم..شیفته صدای محسن یگانه و اهنگش شده بودم که تیتراژ این فیلم بود.گوشی و کامپیوتر. و اینترنت هم نداشتیم اون زمان..فیلم که تموم میشد صدای تی وی رو زیاد میکردم تا تیتراژشو گوش کنم و انقدر بهم می چسبید!یه جوری چسبیده که تا اخر عمر شیرینه چسبیدنش تو خاطرم میمونه..دلم یهو تنگ شد واسه اون روزا..اون روزا کسی اسم خواننده نمیدونست به ندرت کسایی بلد بودن.یه بار تو کلاس شادی گفت اهنگ تیتراژ اسمان همیشه ابری نیست چقدر. قشنگه.شیرین در جوابش گفت اره. خوانندش محسن یگانه ست.گاهی دلم نمیخواد به روزای گذشته زندگیم فکر کنم ...حالمو بد میکنه..بگو بازم هوامو داری و مثله همه منو تنها نمیزاریبگو هستی تا نترسونتم ظلمت این شب تکراری و بگو هستی و روی ماه تو امشبم پشت ابرا پنهون نمیشه اسمون بخت تیره من ابری نمی مونه همیشه حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت: 13:48

میشه از این به بعد حمید هیراد رو هم به لیست خواننده های مورد. علاقم اضافه کنم..

قشنگ میخونه و صدای مردانه جذابی داره!! هرچند ظاهرش چندان مورد پسند نبود با موهای رنگ کرده و ..

این اهنگش چقدر خوبه:

نه بسته ام به کس دل

نه بسته کس به من دل

من عاشق تر از من ماندم ساحل به ساحل

ای با وفای بی وفای قلب من کجایی

امان از این عشق و غم جدایی

ای تو غریب و آشنای قلب من کجایی

امان امان امان امان از این عشق و غم جدایی

در ضمن هیراد اسم مستعار این خواننده و به معنای مرد خوش رو خندانه

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت: 13:48

ادم بچه هارو که میبینه انرژی میگیره تو دلم میگم خوش به حال مربی های اینجا کار با بچه ها اونم کار. غیر. درسی و هنری واقعا لذت بخشه بازی های دختربچه ها منو به خنده وا میداره .مربی یک کلمه میگه به نفر اول یه گروه بیست نفری اون کلمه رو باید. درگوشی به بغل دستشون بگن تا برسه به نفر اخرکلمه مورد نظر. کفش هست اما در. اخر. کاپشن به گوش نفر. اخر میرسه خیلی خندیدم سر این ماجرا.یه اخلاقی هم که دخترا دارن زیاد زیر اب همو میزنن به این معنا که خانم شما گفتی ساکت فلانی داره حرف میزنه یا فلانی منو نیشگون گرفت.فلانی اشغال هاشو با پاش هل میده سمت من!!!!ولی خیلی جالبه!من بطور شانسی تقریبا رشته ای رو انتخاب کردم که با تربیت و بیشتر تربیت بچه ها سرو کار داره و اتفاقی محلی رو برای گذراندن واحد درسی کارعملی انتخاب کردم که باز با بچه ها سر. و کار داره.دلیل انتخاب رشته ام در واقع به خاطر قرابتش با روانشناسی بوده و دلیل انتخاب اینجا برای کارورزی خاطرات خوبم در. کودکی در اینجا بوده .ولی واقعا بنظرم بهترین جا برای کار کردنم اینجاست.اینجا سراسرش کتاب هست میز و صندلی هست گل هست کاغظ رنگی هست سراسرش پنجره هست .اینجا خیلی زیباست بنظرم!کاش میشد بعد اتمام درسم اینجا مشغول به کار شم!ساعات پایانی کارورزی را میگذرانم.دلم تنگ خواهد. شد! برای پنجره های اینجا برای درختان پشت پنجره هابرای صدای همهمه بچه ها برای ص حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 19:48

حال_دلم_این_روزها_خوش_نیست

 

من با این حالِ خراب چه کنم؟

 

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 61 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 19:48

من همون آدم سابق نیستم انقدر. زیاد. پوست انداختم انگار. یه آدم دیگه شدم..من دلم اون ادم قبلی رو میخواد ...از من از دختری که اسمش معصومه بود. دیگه چیزی نمونده..حالی براش نمونده احساسی نمونده خالی شده تهی شده.این تهی شدن رو با تمام وجود. حس میکنمناامیدم از زندگی کردن.خستم از زیستن از همه چیز دنیا..جدا افتادم از همه دنیا..خودکامه شدم .طاقت ماندن ندارم .من با دندانی که روی جگر. بود یک بار کمر. شکن رو حمل کردم کسی نفهمید کسی به دادم نرسید تقصیر خودم بود .این بار رو حمل کردم اما کمرم شکست!دیگه هیچوقت من اون ادم سابق نمیشم.من اهمیت ندادم اما طعنه ها و پوزخند. های اون ...ها فراموشم نمیشه..من خسته ام..خدایا بیا و تمامش کن قصه غصه کشیدن های منو ..بسمه..من به بهشت موعود نه در. این دنیا نه در. آن دنیا امید. ندارم فقط بیا و جهنم دنیا را برایم تخفیف بده..خدایا از من دیگر. چیزی نمانده برای زیستن برای بودن خدایا تمامم کن حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 19:48

امروز به دعوت استاد محبوبم در دانشکده یه فیلم هندی رو دیدیم.استاد مدت ها بود رو این فیلم تبلیغ میکردن و به ما میگقتن این فیلم به رشته شما مربوطه و باید ببینینش حتما.خلاصه دیدیم و من از. نیمه های فیلم به بعد. فهمیدم این فیلم رو قبلا دیدم و یادمه اون زمان چقدر زیاد روم تاثیر گذاشت و چقدر زیااااد حالمو خوب کرد .این بار ولی ذره ای احساس خوب نداشتم فقط مثل یه ربات دیدم و دراومدم.حالی که بچه ها خیلی تحت تاثیر و غرق فیلم شده بودن!!اسم فیلم ستاره های روی زمین بود درباره پسری به نام ایشانت که یه مشکلی داره ًکه اطرافیانش نمیدونن چیه و درکش نمیکنن و اون خیلی اذیت میشه تا اینکه بالاخره یه معلم به دادش میرسه.من بار اول عاشق این فیلم شده بودم حتی موسیقی فیلم رو حفظ کرده بودم میگفت تو یه باغی دل هرجا باشه مقصد همون جاست! حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 74 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 19:48

از تو چه پنهان گاهی دلم میخواهد خط بطلان بکشم روی عقایدی که شاید به گونه ای محدودم کرده اند. دلم میخواهد این میله های سرد انزوا رو بشکنم رها شم ...دلم میخواد زندگی کنم جوری که تا به حال نکردم

زندگی کنم با نگاهی متفاوت برای چند روز

نمیدانم شاید اصلا نگاه دیگری وجود ندارد شاید. زندگی همین گندیه که هست!(بقول حدیث فولادوند. تو فیلم کلاهی برای باران)

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 19:48

میگن بعضی شبا که یهو بی هوا بیدار. میشی نخواب حتما خدا بیدارت کرده باهاش حرف بزن راز و نیاز کنبگو درد دلت رو..دیشب یهویی بیدار شدم نمیدونم ساعت چند بود اما هوا تاریک بود. شاید. دم دمای صبح بود..گفتم حرف بزنم چند. کلمه باهاش خواستم بگم مرگ..دلم نیومد راستش..گفتم اگه صلاح بود. میداد تا حالا.گفتم درستش کن همین.امروز مناجات امیرالمونین که از. تلویزیون پخش میشد عجیب به جانم نشست نمیدونم کی میخوند. ..اما حال عجیبی داشتهر جملش هر. کلمش*انا ضعیف و انت قوی و هل یرحم الضعیف الا الغنی؟مولای یا مولای *چقدر حال خوبی داشت دلم میخواست تو حرم امام رضا بودم و این مناجات رو گوش میدادم میخوندم.تو تلوزیون خانه سالمندان رو نشون میده مامانم میگه تو هم منو اونجا میزاری!؟میگم اخه من چطور. دام بیاد. تو رو اونجا بزارم!؟؟حالمو مجبورم خوب نشون بدم برای اینکه حال مادرم کمی بهتر شهچقدر سخته این اجبار... حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 19:48

قدیم تر ها ..وقتی بچه بودیم ماه رمضون تو پاییز بود..تقریبا همین روزا..هوا که تاریک میشد مامان با زور از کوچه صدامون میکرد بیایم سفره رو بندازیم تا بابا افطار کنه. هوا تاریک بود و سرد .داخل خانه اما روشن و گرم بود.صدای اذان از رادیو پخش میشد ..ما ..من و خواهرم با عجله سفره رو می انداختیم خرما میگذاشتیم و نمک و آب و نان تا مامان غذا را بیاورد...

چقدر خوب بود اون روزها..گرم و پر امید بود..شاد و مهربان بود.

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1396 ساعت: 12:23

مریض حالیمریض حالیم خوش نیستنه خواب راحتی دارم نه مایلم به به بیداریچقدر این چند خط اهنگ جدید محسن جان چاوشی رو دوست دارم و حالمه..میدونی این. روزا حالم حال دلم بد نیست اما خوب هم نیست..انگار زندگی انگار دنیا جذابیتشو برام از. دست داده..قبلا بهانه هام برای خوشحالی کم بودن زیاد. بودن..از کی اینجور شدم؟این تابستون برام خیلی سخت بود همچنین اولین ماه پاییز.اه خیلی وقته دل سیر گریه نکردم...سنگ شدم...ادم اهنی شدم!!چقدر بده این حال اینکه بخندی ولی لذت نبری اینکه ...به دوستم که میگم اینارو میگه اینجور خوبه .ادم از ته دل خوشحال نشه بهتره..حرفشو قبول ندارم...+اسم شیرین چه اسم قشنگیه برای دخترها..امروز فیلم خفگی رو دیدیم تو سینما بنظرم که فیلم خوبی بود نوید. محمدزاده و الناز شاکردوست حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1396 ساعت: 12:23

صفحه بندی